لادن ادیب![]()
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را مزن
ابتدای یک پریشانیست حرفش را مزن
گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو
چشم هایم بی تو بارانیست حرفش را مزن
آرزو دارم که دیگر بر نگردم پیش تو
راهمان با اینکه طولانیست حرفش را مزن
دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا
دل شکستن کار آسانیست حرفش را مزن
خورده ای سوگند روزی عهد ما را بشکنی
این شکستن نا مسلمانیست حرفش را مزن
حرف رفتن می زنی وقتی که محتاج توام
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را مزن
ابتدای یک پریشانیست حرفش را مزن
گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو
چشم هایم بی تو بارانیست حرفش را مزن
آرزو دارم که دیگر بر نگردم پیش تو
راهمان با اینکه طولانیست حرفش را مزن
دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا
دل شکستن کار آسانیست حرفش را مزن
خورده ای سوگند روزی عهد ما را بشکنی
این شکستن نا مسلمانیست حرفش را مزن
حرف رفتن می زنی وقتی که محتاج توام
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را مزن
ابتدای یک پریشانیست حرفش را مزن
گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو
چشم هایم بی تو بارانیست حرفش را مزن
آرزو دارم که دیگر بر نگردم پیش تو
راهمان با اینکه طولانیست حرفش را مزن
دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا
دل شکستن کار آسانیست حرفش را مزن
خورده ای سوگند روزی عهد ما را بشکنی
این شکستن نا مسلمانیست حرفش را مزن
حرف رفتن می زنی وقتی که محتاج توام
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را مزن
*********
تمناي قدرت
خدايا قدرتم را دو چندان کن
نه در بازوانم
قلبم را قدرتي بخش
تا نا ملايمات زندگي را آسان تر تحمل کنم
تا بدانم عشق چيست
و چگونه عشق بورزم ؟
خدايا قدرتم را فزوني بخش
نه چشم هايم را و نه زبانم را
بلکه فکر و انديشه ام را
تا بدانم کيستم و چيستم
تا از دوش ناتواني باري را برگيرم
تا دست سردي را گرمي بخشم
تا دردمندي را آسوده سازم
خدايا قدرتم را افزون کن
نه در گستاخي و نه در گزافه گويي
بلکه روحم را
تا بدانم انسانيت چيست و کجاست
تا بدانم کوتاه ترين راه براي انسان
شدن و انسان ماندن چيست
خدايا کمکم کن
شعری از " هادی خالوندی "
آدما چشای رنگی
دلاشون خیلی یه رنگه
ولی از چشا می تونی که بگی دلا چه رنگه
آدما پر از محبت
پا هاشون خسته ی راهه
اگه گفتی که واسه چی دل آدما سیاهه .......
شعری از"مقداد بحرانی فرد"
به فکر داروساز باش که صاحبان امر اکبرآباد جای مردم داروساز کرد
خیری ندید آنکس که در منصب ومقام فکری به حال داروساز پرملال نکرد
که هر عضوی به درد آید به جایش دیده می گرید
![]()
![]()
![]()
![]()
هر کس که گفت بهر تو مردم دروغ گفت
من راست گفتم که برای تو زنده ام
مقداد بحرانی فرد
آهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد
و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟
آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.
شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند
حاکم پرسيد : علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حماله.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله است.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم
مثل خر بهم نگاه مي کنه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش
رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني ,
تو مثل مانکن ها مي موني.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟
گفت: آره
حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟
الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.
حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.
عشق چشم هايتان را کور نکند.
مطلبی از"شیوا نعمتی"![]()
![]()
زندگی دفتری از خاطره هاست ... یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ... یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ،چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد... ما همه همسفریم
لادن ادیب ![]()
![]()
آنگاه كه غرور كسي را له مي كني، آنگاه كه كاخ آرزوهاي كسي را ويران مي كني، آنگاه كه شمع اميد كسي را خاموش مي كني، آنگاه كه بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه كه حتي گوشت را مي گیری تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه كه خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم،دستانت را بسوي كدام آسمان دراز مي كني تا براي خوشبختي خودت دعا كني؟
يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپرشدنش سوز ونوايي نکنيم پر پروانه شکستن هنرانسان نيست گرشکستيم زغفلت من ومايي نکنيم يادمان باد که درخلوت سجاده عشق جـز بـراي دل محبـوب دعايـي نکنيم يـادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هربي سر وپايي نكنيم
*********
خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان.اما به قدر فهم تو کوچک می شود..و به قدر نیاز تو فرود
می آید...و به قدر آرزوی تو گسترده می شود..و به قدر ایمان تو کارگشا می شود...
مطالبی از "لادن ادیب"![]()
![]()