لادن ادیب![]()
تنها ماییم که می دانیم و تنها ماییم که می توانیم ،
سوزان پولیس شوتز
*******
ای دل لبریز از شوق و امید!
کاش می دیدی که فردا نیستیم.
کاش می دیدی که چون پنهان شدیم،
در همه آفاق پیدا نیستیم.
گرچه هر مرگی تسلی بخش ماست
کاندر این هنگامه تنها نیستیم !
بدتر از مرگ است آن دردی، که : باز،
زندگی می خندد و ، ما نیستیم!
فریدون مشیری
نعمتی

بگذار تا شيطنت عشق چشمان ترا به عر يا ني خويش بگشايد
هر چند آنجا جز رنج و پريشاني نبا شد
اما كوري را به خا طر آرامش تحمل نكن

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندام چه خواهد ساخت
ولی آنقدرمشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته سازد
بدینسان بشکند دایم سکوت مرگبارم را
دکترعلی شریعتی

همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم...
ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!!
میدونی چرا ؟چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ...
دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟
ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ...
وسعت عشق من به تو هم یکیه ...
پس اینو بدون از الان و تا همیشه : یکی دوستت دارم...

سراپا بغضم
هیچکس را فراموش نکردم اما
خود فراموش شدم
ناله هایم تلخ است
بغض تنهایی من را تو نخواهی فهمید...
تو نخواهی فهمید ...

دلم همچو آسمان،پرازابرهاي بارانيست،
اي کاش دلم امشب بگريد،شايدکه بغض عشق در چشمانم بشکند...
هرشب از فرياد من بيداره خلق اما چه
سودآنکه بايد بشنود بيدار نيست .

هيچ يك ازما انسانها نمي دانيم فرشته اي هم روي زمين است
چه پسرچه دختر، بال اش را از دست داده است،چون باورش نداريم
اگر باوركنيم با او پرواز ميكنيم .
من منتظر فرشته ام هستم،چون باور دارم مي آيد...
منتظرش مي مانم تا ابد تا آخرت جاودان.....

شايد آن روز كه سهراب نوشت :
(( تا شقايق هست زندگي بايد كرد ))
خبري از دل پر درد گل ياس نداشت
بايد اينجور نوشت :
هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچك و ياس زندگي اجباريست......
علایم عاشق شدن مردها ژست قلاب كردن شست در كمربند ******** عشق يعني يك سلام و يك درود
دستش را به طرف گلويش برده و كراوات خود را صاف ميكند
يقه اش را ميزان ميكند
گرد و غبار فرضي روش شانه هايش را ميتكاند
آستين، پيراهن و لباسهاي ديگر خود را مرتب و صاف ميكند
موهايش را مرتب ميكند
7- اين عمل به معناي ابراز و بيان قدرت و صلابت مردانگي بوده و فرد سعي در نشان دادن قدرت و توانگري خود ميكند.
حالت بدن
وضعيت بدن يك نشانه است، اگر او علاقمند باشد، به سمت شما قرار خواهد گرفت. اگر در حال نشستن پايش به سـمت شما اشاره نمايد، اين يك علامت خوب خواهد بود.
خيره شدن
خيره شدن به شما حتي چند ثانيه بيشتر از حد لزوم، همراه گشاد كردن چشم ها به معناي نشان دادن چراغ سبز است.
نگاه معني دار
دست به كمر ايستادن
اين حالت ايستادن براي بزرگتر جلوه نمودن و ابراز آمادگي براي گرفتاري و درگيري است!
عشق یعنی
عشق يعني درد و محنت در درون
عشق يعني يك تبلور يك سرود
عشق يعني قطره و دريا شدن
عشق يعني يك شقايق غرق خون
عشق يعني زاهد اما بت پرست
عشق يعني همچو من شيدا شدن
عشق يعني همچو يوسف قعر چاه
عشق يعني بيستون كندن بدست
عشق يعني آب بر آذر زدن
عشق يعني چون محمد پا به راه
عشق يعني عالمي راز و نياز
عشق يعني با پرستو پرزدن
عشق يعني رسم دل بر هم زدن
عشق يعني يك تيمم يك نماز
عشق يعني سر به دار آويختن
عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني مستي و ديوانگى
عشق يعني خون لاله بر چمن
عشق يعني شعله بر خرمن زدن
عشق يعني آتشي افروخته
عشق يعني با گلي گفتن سخن
عشق يعني معني رنگين كمان
عشق يعني شاعري دلسوخته
عشق يعني قطره و دريا شدن
عشق يعني سوز ني آه شبان
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحطه هاي ناب ناب
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني انتظار و انتظار
عشق يعني هر چه بيني عكس يار
عشق يعني سوختن يا ساختن
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن
عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني با جهان بيگانگى
همه ما مي دانيم و بر اين موضوع واقفيم كه «دختر وپسر ندارد، مهم اين است كه بچه آدم باشد!» پس ما هم با بي طرفي كامل به مقايسه انواع و اقسام اين موجود مهم مي پردازيم:
1- پيش از دبستان:
- دختر و پسر: در اين مقطع دختر و پسر فرقي ندارند و بچه بايد سالم باشد. در چنين مقطعي، نوزاد و پس از آن كودك، با اساسي ترين و حياتي ترين پرسش هاي زندگي اش آشنا مي شود؛ پرسش هايي مانند «بگو مامان»، «آهان! گفتي بابا. درسته عزيزم؟!»، «تو واسه چي اول گفتي بابا گل من؟!!» و كم كم پرسش هايي مثل «بگو ببينم، مامانو چند تا دوست داري؟»، «بابا رو چي؟ عمه رو؟! خاله، عمو، دايي و ... ؟!»، «بزرگ شدي مي خواي چي كاره بشي؟» (حالا بگذريم كه اين بچه تمام سعي اش را بكار بگيرد، حداكثر شش سال و نيم تمام دارد و چه مي داند اصلاً بزرگ شدي يعني تقريباً چقدر شدي؟!)
- علايق: (عذر مي خواهم مزاحم مي شوم ولي اگر شما يادتان هست در شش ماهگي به چه چيزي علاقه داشتيد، ما را هم خبر كنيد!)
- مشاغل مورد علاقه: ؟!
--------------------------------------------------------------------------------
2- دبستان:
- دختر و پسر: در اين حالت هم دختر و پسر فرقي ندارد و مهم اين است كه بچه ... ببخشيد كودك با مدرسه ارتباط برقرار كند. در اين مقطع كودك با پرسش هايي نظير «مدرسه رو دوست داري؟ چند تا؟»، «خانم معلم رو چي؟»، «چند تا بيست گرفتي؟»، «چرا بيست گرفتي؟»، «چرا چند تا بيست گرفتي؟!!» و ... مواجه است.
- علايق: مامان و بابا، خانم معلم، مدرسه، درس، رياضي (؟!)
- مشاغل مورد علاقه: خلباني، پزشكي (يك همچين چيزهايي)
--------------------------------------------------------------------------------
3- دبيرستان:
- دختر: در چنين مقطعي، دخترها تبديل مي شوند به يك جور «من ديگه بزرگ شده ام» مكرر. تركيبي از عكس، پوستر، كامپيوتر، دكه روزنامه فروشي، و «يه كمي هم درس بخون». پرسش هاي مهمي كه با آن مواجه مي شوند عبارتست از: «تو چرا افت تحصيلي پيدا كردي؟!»، «تو چرا تازگي ها اينقدر جلوي آيينه اي؟!»، «گوشي تلفن كو؟!!»
- علايق: آشنايي با انواع و اقسام دوستان، دلتنگي براي انواع و اقسام دوستان (!)، انواع چت روم، سي دي، گوشي تلفن، موسيقي و ...
- مشاغل مورد علاقه: بازيگري، نوازندگي و حالا شايد پزشكي!
- پسر: تركيبي از «تو ديگه مرد شدي»، «پسرم بزرگ شده»، «آخه پسر تو كي مي خواي بزرگ بشي؟»، «پسرم، مي خواي در آينده نزديك بزرگ بشي يا آينده دور؟!» افه، رو كم كني، فوتبال، فوتبال، فوتبال، تريپ رفيق بازي و معرفت و اينا.
- علايق: رفيق، فوتبال، منچستر، يوونتوس، بايرن (البته از ساير تيم هاي از قلم افتاده معذرت!)، ايضاً موارد بالا.
- مشاغل مورد علاقه: بازيگري، خوانندگي، شغل نان و آبدار ... همان شغل نان و آبدار.
--------------------------------------------------------------------------------
4- پيش دانشگاهي:
دختر و پسر فرقي ندارند. اغلب در اين مقطع هر دو گروه شكل اضطراب مي شوند. يك چيزي در مايه هاي «گنجشك نگران آينده و در عين حال عصبي!» همچنين در دو حالت عزيزان حال خود را درك نمي كنند: يكي زماني كه درس ها زياد است، وقت هم كه كم است، پس دوستان حال عصب دارند؛ ديگر زماني كه درگيرند، چون درس ها را مطالعه نموده اند ولي مي ترسند فراموششان شود! تركيبي از كتاب، جزوه، تست، كنكور، زندگي، درس، درس = همه بقيه زندگي و مانند اينها.
- علايق: يادگيري روش هاي تست زدن در سه سوت دو سوت و نيم و كمتر، دانشگاه و اينا ...
- مشاغل مورد علاقه:
دختر: پزشكي، مهندسي، «هر چي قبول بشم»، «واي خدا نكنه قبول نشم!»
پسر: مبارزه با سربازي!، مهندسي، پزشكي و ...
--------------------------------------------------------------------------------
5- دانشگاه:
- دختر و پسر: تركيبي از جزوه، «عطر گل هاي بهاري»، «عشقمون كاشكي همين جوري بمونه!» و ...
- پرسش هاي متداول: «عشق يعني چه؟!!»، «كلاس تشكيل نمي شه؟»، «عشق يا ثروت، مسئله كدام است؟»، « (با ناز خوانده شود لطفاً) فعلاً مي خوام درسمو ادامه بدم (آره ديگه؟!)»
- علايق:
دختر: بوفه دانشكده، رديف جلوي كلاس، دو در نمودن كلاس و ...
پسر: ايضاً بوفه، رديف آخر كلاس، ايضاً دو در نمودن كلاس و ...
- مشاغل مورد علاقه:
دختر: شغل پر درآمد، شغل High Class و ...
پسر: شغل مناسب و پر درآمد، شغل مناسب، شغل
|
عشـق مـيـان دو فـرد طــي چنـــدين مرحله متفاوت تكامل مي يـابد كه به مـنـظور بــقاي عشق هر كدام ازاين مراحل اهميت خاص خود را دارا ميباشد اين مراحل شامل: مطلبی از "شیوا نعمتی" |